رازداری حرفهای در عصر دیجیتال
وقتی ارتباط با مشتری از طریق یک کانال نامناسب فنی انجام میشود، راز در زمان انتخاب ابزار فاش میشود، نه در روز نشت اطلاعات.
مشکلی که تقریباً هیچکس نمیبیند
یک وکیل سندی حساس را از موکل خود در تلفنش دریافت میکند. یک پزشک با همکارش درباره یک تشخیص حساس بحث میکند، در حالی که یک روانشناس درمان بیماری را با روانپزشک هماهنگ میکند. و یک مشاور مالیاتی دادههای یک اظهارنامه در انتظار بررسی را از طریق همان کانال ارسال میکند. همه این کار را از طریق پیامرسانی فوری انجام میدهند. و تقریباً هیچکدام توقف نمیکنند تا فکر کنند آن پیامها واقعاً کجا به پایان میرسند.
پاسخ در بیشتر موارد یکسان است: در سروری که فرد حرفهای آن را کنترل نمیکند، در کشوری که لزوماً قوانین آن را نمیشناسد، و توسط شرکتی مدیریت میشود که مدل کسبوکار آن در اصطلاحات مستقیم اقتصادی، انباشت دادهها است. پیام ممکن است در حین انتقال رمزنگاری شده باشد. اما زمانی که به سرور رسید، یک کپی ذخیره شده در زیرساخت شخص ثالث است که تابع تصمیمات عملیاتی، قانونی و تجاری آن شخص ثالث میباشد. نه تصمیمات فرد حرفهای.
قانون چه میگوید
مقررات عمومی حفاظت از دادههای اروپا در ماده ۳۲ خود صریح است: هر کسی که دادههای شخصی را پردازش میکند باید اقدامات فنی و سازمانی «مناسب» را برای تضمین سطح امنیتی متناسب با ریسک اجرا کند. تناسب اقدامات با «آنچه اپلیکیشن ادعا میکند انجام میدهد» سنجیده نمیشود، بلکه با ریسک واقعی سنجیده میشود. اگر دادههای مشتری به سروری ختم شود که حوزه قضایی آن سطح حفاظتی معادل منطقه اقتصادی اروپا را تضمین نمیکند، مسئول دادهها – یعنی متخصص – ریسکی را میپذیرد که احتمالاً کاملاً از آن آگاه نیست.
و این فقط GDPR نیست. رازداری حرفهای که به طور خاص برای وکلا، پزشکان، روانشناسان، حسابرسان، روزنامهنگاران و دیگران تنظیم شده است، ایجاب میکند که ارتباط با مشتری محرمانه باشد. نه «تا حد امکان محرمانه». بلکه محرمانه بدون قید و شرط. اگر کانال فنی مورد استفاده نتواند این را تضمین کند، متخصص ریسکی را میپذیرد که اخلاق حرفهای او اجازه پذیرش آن را نمیدهد.
پارادوکس اینجاست که ریسک نامرئی است. هیچکس پیامرسانی دفتر را ممیزی نمیکند. هیچکس قرارداد پردازش دادهها را از ارائهدهنده چت نمیخواهد. ریسک تنها زمانی آشکار میشود که خیلی دیر شده است: یک لو رفتن، یک نفوذ منتشر شده، یک حکم دادگاه که در قارهای دیگر بدون اطلاع کاربر اجرا شده است.
یک متخصص از نظر فنی به چه چیزی نیاز دارد
آنچه یک فرد دارای وظیفه رازداری به آن نیاز دارد، از نظر الزامات در واقع به طور شگفتانگیزی ساده است:
- کانالی که در آن پیامها مستقیماً از دستگاه فرستنده به دستگاه گیرنده میروند، بدون عبور از سرور واسطهای که کپیها را ذخیره میکند.
- زیرساختی که حوزه قضایی و سیاستهای آن از طریق طراحی با GDPR همسو باشد، نه از طریق ادعا.
- روشی برای شناسایی با مخاطب بدون نیاز به تسلیم مخاطبان حرفهای (نام مشتریان، شماره تلفنها، دفترچه تلفن) به شخص ثالث.
- یک سیستم قابل تأیید – نه بر اساس حرف ارائهدهنده – برای تأیید اینکه پیام به فرد صحیح رسیده است.
این یک لیست دشوار نیست. در واقع همان چیزی است که در ارتباطات حرفهای پیش از دیجیتال بدیهی فرض میشد. یک نامه سفارشی تمام این معیارها را داشت. تماس تلفنی از مرکز تلفن دفتر به مرکز تلفن مشتری نیز همینطور. عجیب این نیست که امروزه این تضمینها خواسته میشوند: عجیب این است که در انتقال به کانال دیجیتال بدون اینکه کسی متوجه شود، از دست رفتهاند.
تفاوت بین رمزنگاری و عدم ذخیرهسازی
یک استعاره مفید وجود دارد. رمزنگاری یک پیام و ذخیره آن روی سرور معادل قرار دادن یک سند در گاوصندوق و گذاشتن گاوصندوق در خانه یک غریبه است. گاوصندوق خوب است. سند اصولاً قابل خواندن نیست. اما سند همچنان در خانه فرد دیگری است. و آن فرد میتواند حکم دادگاه دریافت کند، دچار حمله سایبری شود، شرایط خدمات خود را تغییر دهد، توسط شرکت دیگری با اخلاق متفاوت خریداری شود یا فردا ناپدید شود.
جایگزین ساختاری، که نه رویهای است و نه مبتنی بر اعتماد، این است که سند هرگز از دفتر خارج نشود. اینکه مستقیماً از میز فرد حرفهای به میز موکل سفر کند، بدون عبور از هیچ واسطهای. این دقیقاً همان کاری است که ارتباطات نقطهبهنقطه میان دستگاهها از نظر فنی انجام میدهد: واسطه را حذف میکند. واسطه بد نیست: برای مورد رازداری حرفهای، این واسطه صرفاً غیرضروری است. و آنچه در هر سیستمی که میخواهد ایمن باشد غیرضروری است، اصولاً باید حذف شود.
مسئله مسئولیت
در نهایت، سوالی که هر متخصص دارای وظیفه رازداری باید بتواند با یک «بله» قاطع به آن پاسخ دهد، این است:
اگر فردا گفتگویی با یکی از مشتریان من لو برود و دادگاه یا یک صنف حرفهای از من بپرسد که چگونه محرمانگی را مدیریت میکنم، آیا میتوانم از نظر فنی ثابت کنم که کانالی که استفاده کردم کپیها را در زیرساخت اشخاص ثالث ذخیره نمیکند؟ آیا میتوانم ثابت کنم که دادهها هرگز دستگاههای دو فرد شرکتکننده در گفتگو را ترک نکردهاند؟ آیا میتوانم بدون تکیه بر حرف شرکتی از قارهای دیگر، ثابت کنم که محرمانگی توسط معماری تضمین شده بود و نه با یک وعده؟
اگر پاسخ منفی است، این مشکل ابزار خاصی نیست: مشکل این است که مسئولیتی به آن محول شده که برای آن طراحی نشده است. این مانند قرار دادن پروندههای محرمانه در یک پاکت شفاف و اعتماد به این است که پستچی نگاه نخواهد کرد.
ابزاری که یک متخصص برای ارتباط با مشتریانش انتخاب میکند، حرفهای زیادی درباره نحوه ارزشگذاری او برای اعتماد آنها میزند. ابزارهایی وجود دارند که طوری طراحی شدهاند که این اعتماد به وعدهها بستگی نداشته باشد، بلکه به معماری وابسته باشد. و ابزارهایی هستند که اینطور نیستند. شناخت تفاوت، بخشی از کار است.
چارچوب هنجاری ذکر شده
- مقررات (اتحادیه اروپا) 2016/679 (GDPR)، به ویژه مواد ۵، ۲۵ (حفاظت از دادهها از مرحله طراحی) و ۳۲ (امنیت پردازش).
- قوانین محلی درباره رازداری حرفهای (مانند قوانین وکالت، قوانین حقوق بیمار، و مقررات حرفهای پزشکان).
- قوانین کیفری محلی مربوط به افشای اسرار حرفهای.
- منشورهای اخلاقی کانونهای حرفهای در رابطه با محرمانگی و رازداری حرفهای.