الگویی که تکرار میشود
هر چند ماه یکبار، برخی از پلتفرمهای پیامرسان بزرگ، بهبود حریم خصوصی را اعلام میکنند. رمزگذاری قویتر. پیامهای ناپدیدشونده. دادههای کمتر به اشتراک گذاشته شده با اشخاص ثالث. سرفصلها امیدوارکننده هستند. بیانیههای مطبوعاتی، بینقص. و همیشه یک جمله تکرار میشود: «حریم خصوصی شما اولویت ماست.»
اما یک بهبود وجود دارد که آنها هرگز اعلام نمیکنند. تغییری که هرگز در هیچ بیانیه مطبوعاتی ظاهر نمیشود. و این تنها تغییری است که واقعاً اهمیت دارد: حذف سرور مرکزی.
چرا سرور لمسناپذیر است
سرور مرکزی جایی است که کسبوکار در آن قرار دارد. نه کسبوکار پیامرسانی - آن یکی رایگان است. کسبوکار واقعی. همانی که میلیاردها درآمد ایجاد میکند. سرور نقطهای است که در آن ثبت میشود چه کسی با چه کسی، چه زمانی، هر چند وقت یکبار، از کجا و چه مدت برای هر مکالمه صحبت میکند. این اطلاعات ارزش تجاری عظیمی دارد.
با آن دادهها، پروفایلهای رفتاری ساخته میشوند. روابط شناسایی میشوند. علایق پیشبینی میشوند. کاربران برای تبلیغات بخشبندی میشوند. الگوریتمهایی تغذیه میشوند که تصمیم میگیرند شما چه چیزی ببینید، چه چیزی به شما توصیه شود، چه چیزی به شما فروخته شود. همه اینها بدون خواندن حتی یک کلمه از پیامهای شما. محتوا بیاهمیت است. متادیتا محصول است.
تضاد منافع
تصور کنید شرکتی به شما میگوید: «ما پول شما را در گاوصندوق خود نگه میداریم. به آن دست نمیزنیم. به ما اعتماد کنید.» حالا تصور کنید آن شرکت با مشاهده نحوه خرج کردن پولی که نگه میدارد، درآمد کسب میکند. چقدر خرج میکنید. کجا. با چه کسی. حتی اگر به خود پول دست نزند، انگیزه اقتصادی روشنی برای مشاهده هر چیزی که در اطراف آن اتفاق میافتد دارد.
این دقیقاً همان چیزی است که در مورد پلتفرمهای پیامرسان بزرگ اتفاق میافتد. آنها به شما میگویند پیامهای شما رمزگذاری شدهاند. و احتمالاً همینطور است. اما شرکتی که آن پیامها را حمل میکند، مدل کسبوکاری دارد که به مشاهده نحوه حمل آنها بستگی دارد. این یک تضاد تصادفی نیست. یک تضاد منافع ساختاری است.
کاری که آنها میتوانند انجام دهند و کاری که نمیتوانند
آنها میتوانند رمزگذاری سرتاسری را پیادهسازی کنند. در واقع، در حال حاضر این کار را انجام دادهاند. آنها میتوانند پیامهای ناپدیدشونده را اضافه کنند. این کار را هم انجام دادهاند. آنها میتوانند تاییدات امنیتی، اعلانهای تغییر کلید، ممیزیهای کد را ارائه دهند. همه اینها با داشتن یک سرور مرکزی سازگار است.
کاری که آنها نمیتوانند انجام دهند حذف سرور است. چون حذف آن به معنای دست کشیدن از متادیتا است. و دست کشیدن از متادیتا به معنای دست کشیدن از مدل کسبوکار است. درخواست از یکی از این شرکتها برای حذف سرور مرکزیاش مانند درخواست از یک بانک برای توقف دریافت سود است. از نظر فنی ممکن است. از نظر تجاری غیرقابل تصور است.
تفاوتی که قابل تکرار نیست
وقتی یک سرویس پیامرسان بدون سرور مرکزی کار میکند، هیچ متادیتایی برای جمعآوری وجود ندارد. هیچ الگویی برای تحلیل نیست. هیچ اطلاعاتی برای کسب درآمد نیست. مدل کسبوکار باید متفاوت باشد: دریافت قیمت منصفانه برای یک سرویس صادقانه. بدون تبلیغات. بدون الگوریتم. هیچکس نحوه ارتباط شما را مشاهده نمیکند.
این تفاوتی است که با یک اعلان یا یک بهروزرسانی نرمافزاری قابل تکرار نیست. این قابلیتی نیست که شما اضافه کنید. این یک تصمیم معماری است که تعریف میکند شما چه نوع شرکتی هستید. و زمانی که امپراتوری خود را بر روی دادههای کاربران خود بنا کردید، هیچ راه بازگشتی بدون تخریب پایهها وجود ندارد.